برندینگ فقط لوگو، رنگ و فونت نیست. بخش بزرگی از برداشت مخاطب از برند، از تصویرهایی ساخته میشود که بارها و بارها از شما میبیند. عکسها، ویدئوها، قابها، نور، لحن کپشن و حتی ریتم تدوین، کنار هم یک تصویر ذهنی میسازند. این تصویر ذهنی همان چیزی است که باعث میشود یک برند حرفهای، صمیمی، لوکس، خلاق یا قابل اعتماد به نظر برسد.
برندینگ تصویری از یک سوال ساده شروع میشود: مخاطب بعد از دیدن محتوای ما باید چه حسی داشته باشد؟ اگر جواب این سوال روشن نباشد، محتوا ممکن است زیبا باشد اما شخصیت مشخصی نداشته باشد. برندهایی که در ذهن میمانند، معمولاً حس ثابتی را در همه نقاط تماس تکرار میکنند.
روایت در این میان نقش مهمی دارد. تصویر بدون روایت ممکن است فقط زیبا باشد، اما تصویر همراه با داستان، معنا پیدا میکند. وقتی مخاطب بداند چرا یک محصول ساخته شده، یک خدمت چه مشکلی را حل میکند یا پشت یک پروژه چه مسیری طی شده، ارتباط عمیقتری شکل میگیرد.
برای ساختن برندینگ تصویری، لازم نیست همیشه تولیدات بزرگ انجام شود. مهمتر از بزرگی پروژه، ثبات نگاه است. حتی ویدئوهای کوتاه اینستاگرامی هم اگر با هویت مشخص ساخته شوند، در طول زمان اثر تجمعی پیدا میکنند. مخاطب کمکم یاد میگیرد برند شما را از جنس تصویر، لحن و روایتش تشخیص دهد.
اشتباه رایج این است که هر محتوا با یک سبک متفاوت ساخته میشود؛ امروز رسمی، فردا شوخ، پسفردا مینیمال و هفته بعد شلوغ و تبلیغاتی. این پراکندگی باعث میشود برند در ذهن مخاطب شکل نگیرد. انسجام تصویری یعنی تنوع داشته باشیم، اما از یک هویت مشترک خارج نشویم.
برندینگ تصویری خوب، فروش را هم سادهتر میکند. چون قبل از تماس، مذاکره یا خرید، بخشی از اعتماد در ذهن مخاطب ساخته شده است.